محرم اسرار
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 15:15
آنقدر کمر درد داشتم که حتی نمیتونستم بنشینم و بلند شم. ما طوری وانمود میکردم که انگار نه انگار. چون داشتم در کار جهادی خونه میساختم. استاد بناشون هم من بودم. نمیخواستم کسی بفهمه درد دارم. ظهر موقع نماز با یه بهانه ای رفتم فرادا نماز بخونم. نماز اول نشسته خوندم. نماز دوم بلند شدم گفتم الحمداله. رفتم ...
ترس
-
تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 16:27
قبلاها از عقرب و مار خیلی می ترسیدم. الان طوری شده که فقط از آدمیزاد می ترسم. زهر و نیش عقرب و مار در مقایسه با نیش و زهر آدم نمک نشناس نوش است و گوارا. دوستدارحسین(ع) | - جمعه شانزدهم دی ۱۴۰۱ Adblock test (Why?)
الهی فقط خودت
-
تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 16:27
سلام خدا جونم. دوباره اومدم سمتت. میدونم همه چی میدونی. میخوام دردل کنم. میخوام راحت حرف بزنم. جوابهاشم خودم از سمت خودت می نویسم. - اخه نوکرتم چاکرتم این چه مخمصه ای بود که منو توش قرار دادی؟ خدا: چون حالیت نمیشد. چون هر کاری کردم زبان آدمیزاد حالیت نبود. تنها راه همین بود- خوب قبول. حالا راه حل بذ...
حال اینروزهام و باز تنهایی
-
تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 16:27
وقتی در چنین حال و هوایی ام روی میاورم به نوشتن. خیلی وبلاگ داشتم همش پاک کردم. اینم نگه داشتم بخاطر رفیقم که اینو بمن سپرد و خودش از دنیا رفت. شاید اگر هنوز بود وضع و حالم این نبود. چقدرخوب بود، بودنش و چقدر من بد وخام بودم موقع بودنش. گذشت اون دوران خامی و ما نیز بگذریمهر موقع دیدن در جا و زمان اش...
حیوانی هوشمند به نام انسان
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 18:03
روزی یه نفر از من پرسید: "نمی ترسی که تنهایی در شب بیرون می مانی؟"گفتم:"نه، برای چی بترسم؟ من از هیچ حیوان درنده ای نمی ترسم، من فقط از این آدمیزاد می ترسم. حیوانی که غیرقابل پیش بینیه و اگر یه روزی بر اساس غریزه عمل کند، وحشی ترین موجود عالم خواهد بود." دوستدارحسین(ع) | - جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱...
پرواز ...
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 18:03
پروانه شدم هر چند آرزوی عقاب شدن داشتم. عشق پرواز و پریدم. برای رسیدن به آفتاب، گرفتار ابرها شدم هرچند حواسم به تارهای عنکبوت بود. دوستدارحسین(ع) | - سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ Adblock test (Why?)
دور و برم چه خالی و من در هیچ حالی و در عالم خیالی
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 3:32
... آدمی در زندگیش به جایی می رسه که یهو میبینه اطرافش خالیه. هیچکس نیست. همه اونایی که دوسش داشتن یا دوسمون داشتند دیگه نیستند. رفتند. دیگه نیستند. فقط یاد و خاطره هاشون که گاهی بیاد میافتد و بغض سنگینی تو گلو میافتد و زیر دوش حموم هق هق گریه میکنی و تو آینه نگاه می کنی و میگی:"مرد که گریه نمیکنه، ...
قدرت خدا و اینکه خدا بزرگ است
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 3:32
قدرت خدا'>خدا را در گرفتن جان پدرم دیدم.خدایم، تو بزرگیت را نشونم دادی. اینهمه التماس اینهمه وساطت. آخرش برگشتی گفتی حرف اول و آخر را من میزنم و زدی و من ماندم و بدن بی جان پدر.پنجشنبه شب و هفتم محرم و در حالی که صدای یاحسین از همه جا بلند میشد و هیئتها روضه حضرت علی اصغر می خواندند، من میرفتم بالا ...
خیالت راحت
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 3:32
«امیری حسین و نعم الامیر»«تقدیم به مولایم حسین (ع)»آنچه از مـن خواستی با کاروان آوردهu200fامیک گلستان گل به رسم ارمغان آوردهu200fاماز در و دیوار عالم فتنه میu200fبارید و منبیu200fپناهان را بدین دارالامان آوردهu200fاماندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاستکاروان را تا بدینu200fجا با فغان آوردهu200fامتا...
بعضی از آدمها ...
-
تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 10:41
بعضی از آدمها هیچ موقع از یاد آدما فراموش نمی شوند و همیشه در یاد ادما می مانند... خدا رحمتت کند خادم حسین جات واقعا خالیست.
قمار باخدا
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:12
بعد از 37 سال زندگی می خواستم ازدواج کنم. آنهم با دخترخانمی که پنج سال خواستگارش بودم. روز عقد فقط پدرم کنارم بود. فردا قرار بود عقد کنیم. جلو گل فروشی بودم که گوشیم زنگ خورد. مادر خانمم بود و خیلیم
میدونم اونجا جات راحته ...
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:12
بازم تاسوعا و یاد تو آمد به سراغم. کاش بودی و مثه همیشه دست نوازش بر سر یتیمهای شهر می کشیدیم. این روزها به حضورت بیشتر حس می شود. حضور انسانی از جنس نور. خدا رحمتت کند میدونم که اونجا جات راحته...
پابرهنگان
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 0:12
پا برهنگان انقلاب میکنن و صاحب کفش می شوند و دیگر پابرهنه نیستند و اما دوباره پابرهنگانی هستند که فکر انقلاب و کفش در سر دارند. و این داستان تکرار می شود.
من هنوز هستم ...
-
تاریخ: 1396/12/28 ساعت: 21:44
«امیری حسین و نعم الامیر»«تقدیم به مولایم حسین (ع)»آنچه از مـن خواستی با کاروان آوردهu200fامیک گلستان گل به رسم ارمغان آوردهu200fاماز در و دیوار عالم فتنه میu200fبارید و منبیu200fپناهان را بدین دارالامان آوردهu200fاماندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاستکاروان را تا بدینu200fجا با فغان آوردهu200fامتا...
تنهام گذاشتن
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 23:47
تنهام گذاشتن تک به تک قطره های اشکم جاری می شود. تک به تک تنهام گذاشتن در خونه همه دوستان رفتم اما تردم کردن موندم تنهای تنها در این دنیای شلوغ سهم من تنهایی شد عادت به تنهایی بدترین اعتیاد هست همه تنهام گذاشتن تا خدا را کنارم حس کنم در این دنیا فقط خدا واسم موند. فقط خدا. فقط خدا سهم من از این دنیا...
تنهایی
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
... چشم برهمزدنی روزها و سالها گذشت و الان تنهای تنهام. خدایا تو دیگه تنهام نذار. دوست دارم
دلم هواتو کرده
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:00
1. هدیه ای برای اموات و رفتگان 2.خداوندبهترین دوست انسان 3.مـلائــــــک 4.لبخندخدا 5.درجستجوی خدا 6.مسافر آدینه 7.ردپای یاس 8.عطرنرگس 9.شاخه نبات 10.گل مریم 11.بی بال پریدن 12.چشمه رستگاری 13.پلی بسوی سعات وکمال 14.والاترین محبوب خدا 15.بیکرانه وجود 16.یک قدم تاخدا 17.تمنای دل 18.چت
تبریک سال نو
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 1:58
عیدتان مبارک ممنون که تنهایم نگذاشتید در این ایام بیایید بنشینیم و عملکرد سالیانه خود را ارزیابی کنیم. دوستدارحسین(ع) | - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱
جزو کدام داسته اید؟
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 1:58
آغاز سال 92 را تبریک میگم. بعضیها دوست دارند طوری زندگی کنند که، اطرافیانشان را نبینند و چنین توجیه میکنند که :"چون چیزی ندیدم پس مسئولیتی هم گریبانگیرمان نمی باشد." چنین افرادی هیچ تلاشی نمیکنند تا افراد محتاج دور و برشان را ببینند. چون فکر میکنند اگر ببینند و بهشون کمک نکنند خدا عذابشان میکند ولی
خدا زمانی آنچیزی را که سالها طلبش داری را میده که اصلا انتظارش را نداشتی
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 1:58
در مسیر ر فت و آمدم یه درخت توت بسیار بزرگی هست و هرروز از زیرش رد میشم. توتهای زیادی زیر درخت افتاده اند. با خودم میگم :"اینهمه توت کی زمین میافتند که حتی من افتادن یکی از این توتها را هم ندیدم. چرا یکی تو دهن من نمیافتد؟" با خود اندیشیدم زیر درخت بایستم و دهانم باز کنم شاید یه توتی تو دهنمان بیافت